سوز وساز

سرمه برچشمان نازم ميکشم

شانه برزلف درازم ميکشم

مى نشينم روى قالين خيال

شعررا درطرح سازم ميکشم

مى نوازم تاسحرگاهان دوتار

رخنه ازسوزو گدازم ميکشم

ميسرايم  درغزل چشمان  تو 

زين هوا ذوق نيازم ميکشم